شهادتت مبارک بابا | روایت روز تاریخی مشهدالرضا(ع) در سوگ «سید خراسانی» 

  • کد خبر: ۳۹۵۸۸۶
  • ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۷:۳۶
شهادتت مبارک بابا | روایت روز تاریخی مشهدالرضا(ع) در سوگ «سید خراسانی» 
هم‌زمان با اعلام رسمی خبر شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، زائران و مجاوران بارگاه قدسی امام رئوف(ع) چون موجی خروشان از همه مسیر‌های منتهی به حرم مطهر رضوی خود را به صحن‌وسرای امام هشتم(ع) می‌رسانند.

به گزارش شهرآرانیوز، هیچ اعلام قبلی در کار نبود. هیچ دعوت قبلی درکار نبود. «خبر» که اعلام شد، مردم لباس‌های سیاهشان را از کمد‌ها درآوردند، گیج و گنگ و مبهوت به تن کردند و با وسایل شخصی یا حمل‌ونقل عمومی، هرجور بود خودشان را به حرم امام‌رضا(ع) رساندند. هرچه باشد، خانه پدری ما ایرانی‌هاست. در شادی‌هایمان اینجا جمع می‌شویم، عقد دختران و پسرانمان را در محضر آقا می‌خوانیم، در شب‌های قدر اینجا قرآن به‌سر می‌گیریم و دور چهارپایه‌خوانی‌های حاج محمود اینجا جمع می‌شویم. معلوم است حالا که پدر از دست داده‌ایم، باز پیش آقا می‌آییم تا قرار زیارت، قرار قلب‌هایمان باشد و ضامن آهو، آرامش دل‌هایمان را ضمانت کند.

سیل صلوات برای شادی روح رهبر شهید

اینجا حال‌وهوای عجیبی دارد. در خیابان امام‌رضا(ع)، خیابان طبرسی، خیابان نواب‌صفوی و خیابان آیت‌الله‌شیرازی، مسیر‌های تشرف با خودرو از چهارطرف مسدود است. دلیلش هم این است که جا برای سوزن‌انداختن وجود ندارد. زائر و مجاور، با پای پیاده با یکدیگر هم‌گام و هم‌مسیر شده‌اند، بلندبلند روضه می‌خوانند، ضجه می‌زنند و با هر قدم، صورت‌هایشان را به اشک چشم‌هایشان خیس می‌کنند. جای تعجب هم ندارد؛ هرچه باشد، می‌خواهند شهادت رهبرشان را به امامشان تسلیت بگویند و البته، این‌بار دیگر قرار نیست برای سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات بفرستند. به‌جای آن، صلوات‌ها برای شادی روحش ختم خواهند شد.

البته که در طول مسیر تشرف تا حرم، بغض‌های زیادی شکفته بود، اما در آغاز مراسم، وقتی قرار شد جمعیت دعای فرج را هم‌خوانی کند، تصویر آقایی در ذهن‌ها آمد که پرچم انقلاب را به دست منجی می‌رساند. همین شد که با همان فراز اول و «اَللّهُمَّ کُن لِوَلیکَ الحُجَّة ابنِ الحَسَن» بغض همه هم‌زمان ترکید. اشک‌ها اگر هم بی‌صدا بود، با اجرای مرثیه «بلندشو علمدار» به فریاد تبدیل شد و بی‌آنکه وقت سینه‌زنی باشد، دست‌ها بر سر‌ها نشست.

او بیش از همه امام‌رضایی بود

نوبت که به تلاوت قرآن کریم رسید، مجری از محافل رمضانی قرآن کریم با حضور رهبر شهید انقلاب یاد کرد. این‌گونه بود که حرم، محشر کبری شد. همه به یاد آوردند که چه‌قدر عاشق قرآن بود. قاری هم «مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدوا الله عَلَیه» را خواند؛ فرازی که انعکاس آن را در آینه وجود شهدای بسیار دیده بودیم و اکنون، شهید رمضان، سیدالشهدای انقلاب اسلامی و ولی‌امر مسلمین، تصویر تمام‌نمای آن است. پس از تلاوت قرآن، دست‌ها روی سینه نشست و مردم به ولی‌نعمت ایران سلام دادند. هرچه باشد، این صحن‌وسرا همیشه پناهگاه مظلومیت‌هایش بود. مگر نه این بود که هر سال در روز‌های خوش نوروز، نوبهارمان را به شنیدن سخنانش در همین بارگاه، متبرک و منور می‌کردیم؟ خامنه‌ای بیش از همه امام‌رضایی بود.

امروز صبح، هیچ‌کس اشک چشم‌هایش را پنهان نمی‌کرد. زن و مرد، پیر و جوان، در صحن‌ها راه می‌رفتند و اشک می‌ریختند. تک‌ به تک زائران و مجاورانی که وجب به وجب حرم مطهر را با حضورشان پوشانده بودند، گویا در عزای عزیزترین عضو خانواده‌شان هستند. هرچه باشد، قول صدق حاج‌قاسم بود که آقا را همیشه «عزیزتر از جان» خطاب می‌کرد. امروز مشهدی‌ها قول آن مرد الهی را در عمل نشان دادند.

جاودانه در تاریخ

درست است که امروز، مشهد شبیه هیچ روز دیگری نبود. درست است که سوگ مردم حتی با پایان مراسم و در مسیر‌های بازگشت به خانه‌هایشان نیز با باران اشک و سیل آه ادامه پیدا کرد، اما یک‌چیز بیش از همه به چشم می‌آمد؛ «خامنه‌ای» به نامی تبدیل شد که تاریخ او را قهرمان‌تر از میرزا و رئیسعلی و رشیدتر از بایندر و پسیان به یاد بیاورد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.